دست نوشته

ماه آبان

عاشورای 1394  هم آمد و گذشت و تمام شد و رفت

می دونید این عمر است که اینقد زود در حال گذر است 

این تعطیلات هم تمام شد 

شاید خیلی ها توی این تعطیلات رفته باشن شمال 

شاید خیلی ها مونده باشن شهر شون و رفته باشن عزاداری 

شاید خیلی ها توی مسافرت رفته باشن عزاداری و دسته و تکیه

مهم اینه که توی عزاداری شرکت کرده باشن

من که امسال هر جور سعی کردم جوری چرخید و چرخید که نشد برم عزاداری

فقط امروز یکدونه دسته کوچولو دیدم

احساس می کنم خیلی گناه کار شدم که خدا قسمتم نکرد برم عزاداری

باید برم استغفار کنم پیشش

امروز سر دیگ نذری شله زرد دختر خاله ی مامانم بودیم در اصل نذر خاله ی خدا بیامرزش

دعاگو بودم اگه خدا قبول کنه

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.